چه شهادتی اسماعیل، چه شهادتی!(اصلاح شده)
شاید اولین باری که (فکر میکردم) شناختمت، و تو همین وبلاگ درموردت نوشتم، هیچوقت فکر نمیکردم که با شنیدن خبر ترور شدنت، تو قلب تهران، تو راه سفر، جوری گریه کنم که از گریه خودم خندم بگیره و بگم آخه تو ننت فلسطینی بود یا بابات؟ نمیدونم! اما ما دو ملت متفاوت نبودیم. شاید ما فلسطینی هستیم و ایران فقط ظاهر ماجراست. یا شاید شما از اون سال های دوری که از ایران، سرزمین مادریتون جدا شدید، تغیر زیادی نکردید و این جدایی فقط دروغ نقشه ها بوده. اما ما حتما یک ملت بودیم. حالا یا فرضیه های بالا درسته، یا شاید ملت ها به دولت ها و مرز ها محدود نمیشن. اما اگر حتی دین و سیاست های تعریب و وهابیت نتونسته ما رو از هم جدا کنه، یعنی ما حتما یک ...











